قیامت
به بابام میگم نونوایی قیامت بود،
میگه: یعنی شلوغ بود؟!
گفتم :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نه گناهکار ها رو می انداختن توی تنور
و
به نیکوکارا نون مجانی می دادن !
پست های فیسبوی خنده در حد مرگ
به بابام میگم نونوایی قیامت بود،
میگه: یعنی شلوغ بود؟!
گفتم :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نه گناهکار ها رو می انداختن توی تنور
و
به نیکوکارا نون مجانی می دادن !
فتیم رستوران گارسون اومده میگه چیزی میل دارین؟؟؟ گفتم پ نه پ غدامونو همین الان خوردیم گفتیم بیایم اینجا آروقشو بزنیم دور هم بخندیم!!
* رفتم حشره کش بخرم طرف گفت : میخواین زود بمیره ؟؟؟ گفتم : پَ نَ پَ میخوام زجرکش بشه مزه ی انتقام رو بچشم !!! مغازه داره هم زرنگ تر از من بود و گفت : دِ نَ دِ لذتی که در گذشت است در انتقام نیست !!!
* به راننده تاکسی میگم همین بغلا لطفا ….میگه پیاده میشید ..گفتم دِ نـَـه دِ شما گازشو بگیر من اجکت میکنم
* تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل. (ستاد مبارزه با پ نه پ واحد اتوبان)
بقیه ی د ن د ها در ادامه مطلب.
رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۴۰ تا بزن !
میگه ۴۰ لیتر ؟
پـَـ نـَـ پـَـ ۴۰ تا قاشق چای خوری !
سر جلسه امتحان کتاب باز کرده بودم، مراقب میگ تقلب می کنی ؟! پَــ نَــ پَــ دارم نگاه می کنم اگه مطابقت نداره اطلاع بدم کتابو دوباره چاپ کنن
به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو ... میگه روشنش کنم ؟پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو ... من هُل میدم روشن شه ....